- ۰ نظر
- ۰۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۳۳
نهاد «امر به معروف و نهی از منکر»،هنوز در انقلاب اسلامی تحقق نیافته است؛این را میشود در آخرین جملهای که پدیده «شهید علی خلیلی/ ۱۹ساله» برای رسانهها گفت، فهمید.
آن جمله را گفت و دیگر تا شهادت، با هیچ میکروفونی سخن نگفت، شاید به این خاطر که این جمله، معجزهگون، بهعنوان آخرین جمله او به یک آموزه ماندگار جامعهشناسی انقلاب اسلامی تبدیل شود… .
قضیه
■ پدیده ”شهید علی خلیلی/ ۱۹ساله“، از آن بابت یک ”پدیده“ بود که از آغاز ماجرای مضروب شدن ایشان در تیرماه ۱۳۹۰، تا روز یکشنبه، سوم فروردینماه ۱۳۹۳ که به شهادت رسید، آیینهای شد که بسیاری از مسائل این جامعه را منعکس کرد. از دخترانی که از آزادی خود برای ولگردی شبانه استفاده میکنند، از پسرانی که از آزادی خود برای دختربازی استفاده میکنند، از مدیران نوزده…، نوزده…، نوزده… بیمارستانی که از آزادی خود برای نپذیرفتن بیماران رو به مرگ استفاده میکنند، و از…
■ این پدیده، حالا حالاها جای تحلیل دارد…
■ شهید علی خلیلی، طلبه جوان ۱۹سالهای که برای دفاع از دو دختر، به کمک رفته و مضروب شده بود، همان جوانی است که ۱۹ بیمارستان درمان او را قبول نکردند و بعد از سکته مغزی و در کما رفتن، خداوند به او جانی دوباره داد تا ۲ سال دیگر چشم در چشم مردم شهر راه برود تا شاید کسی خجالت بکشد! اما… ضاربان یا الآن دیگر باید گفت قاتلانش آزادند و او بعد از ۲ سال نمایش مظلومیت و مهجوریت امر به معروف و نهی از منکر، به فیض شهادت نایل شد.
ریشهیابی قضیه…
■ انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷/۱۹۷۹، بهویژه از آن جهت یک رویداد فوقالعاده مهم در تاریخ ایران محسوب میشود، که روحانیت در جریان آن، از یک حصر عبور کرد، و وارد یک مرحله تازه تکاملی شد. روحانیت، تنها بر به ثمر رساندن انقلاب بسنده نکرد، بلکه سعی نمود تا میراث انقلاب را هم هدایت کند و جامعه را بهسمت استقرار نهادهای مد نظر دین اسلام راه ببرد، شاید، رفته رفته، الگویی از جامعه اسلامی صورت ببندد.
■ زنجیره مسائلی که به شکلگیری پدیده ”شهید علی خلیلی/ ۱۹ساله“ منجر شد، نشان میدهد که شکلگیری نهاد «امر به معروف و نهی از منکر» بیفرجام مانده است، و این نهاد، بهعنوان یک «نهاد»، یعنی رویهای تاریخمند ورای خواست فردیتهای خاص، هنوز در انقلاب اسلامی تحقق نیافته است. این را میشود در آخرین جملهای که پدیده ”شهید علی خلیلی/ ۱۹ساله“ برای رسانهها گفت، فهمید: «هیچکس پشت آدم نیست، فقط خدا هست که پشت شما میایستد. من در آن لحظه هم که با آنها درگیر شدم، به هیچکس امید نداشتم، فقط بهعشق لبخند حضرت آقا جلو رفتم». این جمله را گفت و دیگر تا شهادت، با هیچ میکروفونی سخن نگفت، شاید به این خاطر که این جمله، معجزهگون، بهعنوان آخرین جمله او به یک آموزه ماندگار جامعهشناسی انقلاب اسلامی تبدیل شود. این که نهاد «امر به معروف و نهی از منکر»، بهعنوان یک «نهاد»، هنوز در انقلاب اسلامی تحقق نیافته است.
■ تصور این بود که مجموعهای از نهادهای مدرن، از آموزش و پرورش و صدا و سیمای جمهوری اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و… تبلورهای نهادی آموزه امر به معروف و نهی از منکر هستند، ولی پدیده ”شهید علی خلیلی/ ۱۹ساله“ نشان داد که نهاد «امر به معروف و نهی از منکر» امری علیحده است که باید بر مبنای دستور صریح متن مقدس، وَلْتَکن مِّنکمْ أُمَّهٌ یدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ وَ أُوْلَـئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آلعمران/ ۱۰۴)، «جداگانه»…، «جداگانه»…، «جداگانه»… تأسیس شود.
از یک دید وسیعتر…
■ از یک دید وسیعتر، تاریخ نهضتهای اسلامی صد و پنجاه سالۀ اخیر در ایران، یک نقیصه را در رهبری روحانیت نشان میدهد و آن اینکه روحانیت، نهضتهایی را که رهبری کرده تا مرحله پیروزی ادامه داده، و از آن پس، ادامه نداده و پی کار خود رفته و نتیجه زحمات او را دیگران بردهاند. مشروطیت ایران را روحانیت به ثمر رسانید، اما آن را ادامه نداد و بهرهبرداری نکرد، و لذا، طولی نکشید که یک دیکتاتوری خشن روی کار آمد و از مشروطیت جز نام باقی نماند، بلکه تدریجاً در مردم سوءظن پدید آمد که اساساً رژیم استبدادی بهتر بوده است و مشروطیت گناه است. اگر روحانیت، در شکلدهی به نهاد امر به معروف و نهی از منکر عقب بنشیند، آنگاه شاید…
■ در این دید وسیعتر، انقلاب اسلامی بدون نهاد ویژه امر به معروف و نهی از منکر، به تجربه و عبرت تلخ دیگری تبدیل خواهد شد. بسیاری از ضعفهای مشهود در پروژه انقلاب اسلامی، محصول نبود چنین نهادی است. مهمترین معضل امروز کشور ما، یعنی مفاسد اقتصادی و سیاسی که از مفاسد فرهنگی و مدنی بسی مهمتر است، حاصل نبود سازوکار نهادی امر به معروف و نهی از منکر مردم به دولتمردان، و مردم به مردم است. بیگمان، آنچه امروز ما را در برخورد با موضوعی مانند تحریمها، تا این حد ناتوان کرده است، مفاسد اقتصادی و سیاسی است.
■ از یک دید وسیعتر، این فکر تازه که نهاد امر به معروف و نهی از منکر، به مجموع سازوبرگ نهادی فعلی انقلاب اسلامی افزوده شود، پرکننده بسیاری از خلأهای پروژه انقلاب اسلامی است. نهاد امر به معروف و نهی از منکر، باید در همه ابعاد (۱) اقتصادی و (۲) سیاسی و (۳) فرهنگی و (۴) مدنی، و در تمام سطوح (۱) مردم به مردم، (۲) مردم به دولتمردان، و (۳) دولتمردان به مردم راهاندازی شود.
■ از یک دید وسیعتر، این فکر تازه، نهتنها ضامن تداوم رهبری دینی بر جنبش مردمی بلکه همچنین ناظر بر اشراف علما بر دستاوردهای این جنبش بود، حاصل تجربیاتی است که علما از تاریخ یک و نیم قرن اخیر اندوختهاند و نیز از تحول در دیدگاه سیاسی آنها حکایت میکند. بهترین عنوانی که میتوان بر کل این فرآیند نهاد، ”احیای دین“ است (همراه با برداشتهای آزاد از شهید مرتضی مطهری و دکتر حمید عنایت).
■ هوالعلیم
دکتر حامد حاجیحیدری
از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
منبع : ظهور 12 به نقل ازhttp://k-zaminy.ir/
هیچ ذکری بالاتر ومهم تر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نیست ؛ یعنی تصمیم داشته باشید اگر خداوند صد سال هم به شما عمر داد ، حتی یک گناه نکنید ، همچنان که اگر صد سال عمر کنید ، حاضر نخواهید شد یک بار تَهِ استکانی زهر بنوشید ؛حقیقت و واقع گناه هم ، زهر و سّم است.
اگر انسان یک گام در راه رضای خدا بردارد ، دیگر گام های بعدی را نمی داند چه خواهد شد! همان گام اول ، او را به جاهایی که نمی داند ، خواهد کشید.
منبع:http://k-zaminy.ir/
عزیزان من! فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است. چرا؟ چون فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفّس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفّس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مثل هوا است؛ اگر درست باشد، آثاری دارد. الان دربارهی تولید داخلی حرف میزدیم؛ اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی کلمه تحقّق پیدا کند، باید فرهنگ [مصرف] تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد؛ اگر بخواهیم مردم اسراف نکنند، بایستی این باور مردم بشود؛ این یعنی فرهنگ. فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهامبخش مردم در حرکات و اعمال آنها است؛ فرهنگ این است؛ این پس خیلی اهمّیّت دارد. مثلاً در حوزهی اجتماعی،قانونگرایی ــ که مردم به قانون احترام بگذارند ــ یک فرهنگ است؛ تعاون اجتماعی یک فرهنگ است؛ تشکیل خانواده و ازدواج یک فرهنگ است؛ تعداد فرزندان یک فرهنگ است؛ اگر در این چیزها بینش مردم و جهتگیری مردم جهتگیری درستی باشد، زندگی در جامعه جوری خواهد شد؛ اگر خدایناکرده جهتگیری غلط باشد، زندگی جوری دیگری خواهد شد؛ خدایناکرده به همان بلایی مبتلا خواهیم شد که امروز کشورهایی که خانواده را و بنیان خانواده را ویران کردند و شهوات را به راه انداختند ــ وَاتَّبِعوُا الشَّهَواتِ فَسَوفَ یَلقَونَ غَیّا (۱) ــ به آن سرنوشت دچار شدند.
من امسال روز اوّل سال ۹۲ در مشهد در جوار مرقد ثامنالحجج اعلام کردم؛ گفتم من حرفى ندارم؛ بعضى از مسئولین و دولتمردان - دولتمردان آن دولت، بعد هم دولتمردان این دولت - فکر میکنند در قضیّهى هستهاى ما با آمریکایىها مذاکره کنیم [تا] موضوع حل بشود؛ گفتیم خیلى خب، اصرار دارید شما، در این موضوعِ بالخصوص بروید مذاکره کنید؛ ولى در همان سخنرانى اوّل امسال گفتم من خوشبین نیستم؛ مخالفتى نمیکنم امّا خوشبین نیستم. ببینید مرتّب پىدرپى اظهارات سخیف آمریکایىها را؛ سناتور بىآبروى آمریکایى از صهیونیستها پول میگیرد تا برود در مجلس سناى آمریکا به ملّت دشنام صریح بدهد، نه اینکه اهانت کند؛ دشنام میدهد. رؤساى کشورشان هم همینجور، در سطوح مختلف به ملّت ایران [اهانت کند]. البتّه تودهنى را روز بیستودوّم بهمن از مردم خوردند. یکى از علل اجتماع گرمتر مردم امسال همین بود که مردم دیدند که چطور مسئولین آمریکا گستاخ، پررو، زیادهطلب، بددهن، بىادب روبهرو میشوند؛ غیرت دینى مردم آنها را به میدان کشاند تا به دشمن بگویند: اشتباه نکن، ما هستیم.